درآمدی بر قیام های شیعه در تاریخ اسلام

ما تنها قیام هایی را بررسی می کنیم که مورد تأیید امامان بوده و خط مکتبی و طرح قرآنی داشته اند نه هر قیامی از هر فرقه ای به نام شیعه.

تاریخ شیعه در انقلاب ها و قیامهایی خلاصه می شود که این قیامها و انقلاب ها از سال 51 تا 260 هجری، در رابطه مستقیم با امامت و پس از آن تاریخ با بهره گیری از استمرار آن، تداوم مکتبی و چهره خونرنگ خود را حفظ کرده است. بررسی و تفحص در شرایط وقوع، عوامل بروز و اهداف آنها، گذشته از آنکه ما را با تاریخی شکوهمند و نمونه آشنا می سازد، بیش از هر چیز الگو و راهنمایی خواهد بود برای بهره گیری و اقتباس از منش انقلابی تشیع در خط مکتبی امامت تاریخ، برای بنای جامعه ای بر اساس قبله واحد، کتاب واحد، امام واحد و امت واحد.

مقدمتاً باید گفت: که انقلابها و قیامهای شیعی دارای ابعاد....

در آمدی بر قیام های شیعه در تاریخ اسلام

ما تنها قیام هایی را بررسی می کنیم که مورد تأیید امامان بوده و خط مکتبی و طرح قرآنی داشته اند نه هر قیامی از هر فرقه ای به نام شیعه.

تاریخ شیعه در انقلاب ها و قیامهایی خلاصه می شود که این قیامها و انقلاب ها از سال 51 تا 260 هجری، در رابطه مستقیم با امامت و پس از آن تاریخ با بهره گیری از استمرار آن، تداوم مکتبی و چهره خونرنگ خود را حفظ کرده است. بررسی و تفحص در شرایط وقوع، عوامل بروز و اهداف آنها، گذشته از آنکه ما را با تاریخی شکوهمند و نمونه آشنا می سازد، بیش از هر چیز الگو و راهنمایی خواهد بود برای بهره گیری و اقتباس از منش انقلابی تشیع در خط مکتبی امامت تاریخ، برای بنای جامعه ای بر اساس قبله واحد، کتاب واحد، امام واحد و امت واحد.

مقدمتاً باید گفت: که انقلابها و قیامهای شیعی دارای ابعاد اعتقادی- سیاسی- فرهنگی- نظامی است و سعی بر آن داریم تا این ابعاد را به گونه ای ملموس نشان دهیم. محتوای غنی ایدئولوژی اسلامی این انقلابها، بیش از هر چیز به نیکی توانسته عامل آنچنان قیامها و نهضت هایی باشد، که شاید تاریخ جهان کم به خود دیده است. توسل به چنین مبانی اعتقادی بود که ابعاد سیاسی، فرهنگی و نظامی مبارزه ی آنان در تاریخ، تا آن اندازه گسترده و عمیق شد که مستضعفین به نیکی از این قیامها استقبال کرده و از هیچ اقدامی در حق آنها خودداری نکرده اند. اهداف روشن، حق طلبی، طرفداری از بی پناهان و مظلومان، تکیه بر مردم و تلاش برای استقرار حکومت قرآن و صداقت و اخلاص فرماندهان و رهبران نهضت ها در طول تاریخ بر کسی پوشیده نیست.

آل علی (علیه السلام) برای مردم چهره هایی ناشناخته نبودند. آل علی به قول شاعر آزاده و بلند آوازه شیعه، کمیت زید أسدی: «آنهایند که چون جنگ درگیرد و شعله های حاصل از آن در هم پیچد، با تمام نیرو از حریم حقیقت و آزادی و عدالت، پاسداری می کنند و برای این کار بس کفایتمندند... چون کار دشوار شود و مسائل سیاسی و اجتماعی به اشکال خطرناک رخ نماید، اینان برای مردم رهبرانی با کفایت اند، و به نیکی جامعه را از شر آن مشکلات آسوده خواهند کرد. سروران و حامیان امت اند و به گاه بروز فتنه های سهمگین از تمام مردم بسان خانواده ی خود حمایت می کنند. اینان بهترین مربیان سیاسی جامعه و نیکو راهبران مردم اند نه به گونه بنی امیه که به مردم زیر دست چون چهارپایان می نگرند. »

تفکر شیعی و شروع انقلابها و قیامهای مخفی و علنی شیعه

شهادت امام علی (علیه السلام) و در نتیجه سقوط حکومت عدل اسلامی، زمینه ی فعالیت را برای آشوبگران آنارشیست (مارقین) و یاغیان و طاغیان ومستکبران(قاسطین) و مال اندوزان و فرصت طلبان و اشراف( ناکثین) به خوبی فراهم کرد. همانگونه که امام در خطبه شقشقیه اشاره دارد، این گروه ها تنها در برابر حکومت او قد بر افراشته بودند و آن هم در برابر حکومتی که با خواست مردمی بر سر کار آمده بود که به تعبیر امام فشرده و به هم پیوسته چون موی گردن کفتار(کَعُرفِ الضَّبُعِ) پس از 25 سال تحمل، آگاهانه بر در خانه علی گرد آمده بودند و به اصرار و ابرام از او می خواستند تا بار دیگر دست عدالت را بر سرشان بکشد و برق شمشیر برّانش را به نفع مستضعفان و محرومان  تاریخ بجهاند و کفر و شرک و اشرافیت و نفاق را، بار دیگر به وحشت افکند. مردم نیک انتخاب کرده بودند، طلحه و زبیر را رها کردند، ابوسفیان را کنار زدند، سعدبن ابی وقاص و زاهدانی چون عبدالله بن عمر را ترک گفتند و یک راست به در خانه علی( علیه السلام) رفتند. این خانه ای که به تعبیر شاعر اهل بیت کمیت «حَواضِنُ الأیتامِ» سر پناه بی پناهان تاریخ و به تعبیر بزرگی، از همه تاریخ بزرگتر است.

چه اندازه بین انتخاب سال 35 هجری مسلمانان روزگار امام علی و انتخاب سال 1357 مسلمانان این روزگار مشابهت هست. آن روز مردم امام علی را برگزیدند و امروز، فرزندش امام خمینی را. اگر مسلمانان سال 35، 25 سال انتظار کشیدند، ما هم 15 سال در انتظار چنین روزی بودیم. آن روز که انقلابیون برگرد امام علی حلقه زدند، امام گفت: «سوگند به خدایی که دانه بشکافت و جان رابیافرید اگر حضور گروهی از مردم که به یاریم برخاسته و حجت راتمام کرده اند و هم رعایت میثاقی که خداوند از عالمان گرفته است تا بر پرخوری ستمگران و گرسنگی جانکاه ستمدیدگان تمکین نکنند، در میان نبود زمام امور را به دست نمی گرفتم».

زمینه ساز قیامهای شیعه چه بوده است؟

برخی از مورخین غیر منصف چه از قدماء و چه از متأخرین و به تبع آنها مستشرقین، پیرامون قیامهای شیعی سخن ها گفته اند و با تأسف باید گفت بیشتر نوشته های آنها را می توان به وضوح در آثار ملل و نحل نویسان و آنان که تاریخ  ادیان و فرق می نگاشته اند مشاهده کرد.(البته این سخن به این معنا نیست که حق مورخان متعهد و منصف و امین را نادیده انگاریم. بلکه جای بسی خوشوقتی است که کسانی از آزاداندیشان و مورخین امانتدار، تقوای علمی را رعایت کرده و در نگارش و تحقیق صفحه ذهن را از پیشداوری های حزبی و مرامی و سنتی و روزپسند، خالی کرده و حقایق را آنگونه که بوده نگاشته اند). اینجاست که کار تحقیق آن هم در باب بررسی تفکرات و قیامهای شیعی، بس دشوار و اسناد به علت تحریف، متناقض و منابع بسیار کم است. از این رو است که برای فراهم آمدن نوشته ای پژوهشی بی غل و غش، آن گونه که درخور مقام آن بزرگان بپاخاسته در ظلمت های تاریخ باشد، مستقیماً از تجربه و عینیات استمداد خواهیم گرفت و متون روائی و جهت گیری و عملکرد امامان را که برخوردار از ویژگی های مکتبی و محوری است، پایه و اصل قرار می دهیم تا منش تاریخی شیعه را با تکیه بر تجربیات تاریخی دریابیم. لهذا، برای ریشه یابی قضیه، به سراغ نهج البلاغه می رویم و سخن امام را محور قرار می دهیم.

علی بزرگ آنگاه که امور حکومت آشفته اسلامی را بدست می گیرد، به خوبی می داند که جامعه مسلمین به چهار خصلت شرک آلود دچار آمده و جز با تصفیه ای کامل و انقلابی درونی، آن خصلت ها را از دامن جامعه اسلامی زدود. امام می دانست که مردم به انحراف از توحید(خبط) و دور افتادن از جاده حق(شماس) و سرعت در رنگ پذیری و عدم ثبات شخصیت(تلون) و به حرکت در پهنای راه به جای سیر در خط مستقیم توحید(اعتراض) دچار شده اند.

(فَمُنِی النَّاسُ لَعَمرُالله بِخَبطٍ و شِماسٍ و تَلَوُّنٍ وَ اعتِراضٍ)

در نامه ای که به استاندارش در بصره(عُثمان بن حُنَیف) می نویسد از او می خواهد تا به او اقتداء کند و اگر چون او (که هرگز) نمی تواند باشد، لااقل با رعایت چهار اصل و کسب خصلت همراه او و در خط او گام نهد:

ألا و إنَّ لِکُلِّ مأمُومٍ إماماً یَقتَدی بِهِ و یَستَضِیءُ بِنُورِ عِلمِهِ، ألا وَ إنَّ إِمامَکُم قَد اکتَفی مِن دُنیاهُ بِطِمرَیهِ وَ مِن طُعمِهِ بِقُرصَیهِ، ألا وَ انَّکُم لاتَقدِروُنَ عَلی ذلِکَ أعینُونی بِوَرَعٍ و اجتِهادٍ وَ عِفَّهٍ وَ سَدادٍ.

بدان! که هر رهبری، رهبری کسی را دارد که رهبری او را پذیرفته باشد و از چراغ دانش او روشنی می جوید. بدان! امام شما از تمام دنیایش به دو تن پوش و از همه خوراکش به دو گرده نان، بسنده کرده است. شما را یارای چنین کاری نیست ولی مرا به پرهیزگاری(ورع) و کوشش و همگامی دایم در قول و عمل(اجتهاد) و پاکدامنی و مناعت(عفت) و درست اندیشی و درستکاری و تعهد(سداد) یاری دهید. خطی که امام علی( علیه السلام) روشن کرده بود، دیگر دشوار بود بنی امیه و بنی عباس بتوانند با ماسک های فریبنده و قداست های تصنعی، به انحراف کشانند و سخن در همین جاست. شیعیان در اردوگاه مستضعفان تاریخ، خط روشن امام علی (علیه السلام) را پی می گرفتند و این طبیعی بود که با قدرتهای روز درافتند. شیعه بر اساس سنت مبارزه مشخص و با تکیه بر تاکتیک تقیه در طول تاریخ استراتژی و جهت گیری معینی را دنبال کرده است. جز این نیست که با صراحت باید گفت، شیعه در مبارزات خود با طرح قرآن و امامت و تداوم آن برای عدالت، از هر گونه انحرافهای تاریخی در اصول اعتقادی و اسلامی کاملاً مبرا بوده است.

چنین اصول روشن و حرکت مکتبی مدون بود، که سفاک ترین و ددمنش ترین و خونخوارترین حلقه به گوشان باند اموی و عباسی هم نمی توانستند آنها را بر جای بنشانند و یا از مبارزه مداوم بازدارند. شیعه در زیارت عاشورا می خواند:«ای حسین و ای یاران حسین (علیه السلام)! با دوستانتان دوستیم . با دشمنانتان دشمن! از خدا می خواهیم که لیاقت خونخواهی شما را به ما ارزانی دارد و در پیروی  از شما پیش از آنکه از مصیبتتان اندوهگین شویم، از درستی راه و قیامتان بهره برگیریم».

حمایت مردم از نهضت های شیعه

از آن هنگام که حجر و یارانش به قتل رسیدند، تشیع رنگ نهضت مردمی به خود گرفت و یک جنبش نجات بخش را رهبری می کرد. هدف تشیع، برگرداندن حکومت اسلامی به راه و روش مستقیم حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بود. نهضت های شیعه چون رنگ مردمی و محتوای مکتبی داشتند، عموماً مورد توجه افکار مردم بودند. توده های مسلمان به شیوه های گوناگون از هر نهضتی که رنگ تشیع داشت پشتیبانی می کردند و آن را تأیید می نمودند. فقهای بزرگ و دانشمندان معروف خود در صف مقدم این قیامها می ایستادند و از آن حمایت می کردند.

مثلاً ما می بینیم هنگامی که زید بن علی بن الحسین، چاره ای جز اعلان انقلاب مسلحانه نداشت و خود شخصاً نهضتی را علیه دستگاه حکومت اموی، رهبری می کرد در صف اول حامیان او و طرفدارانش، ابو حنیفه قرار داشت و فتوی داد واجب است مردم از زید بن علی متابعت کرده در صفوف شورشیان و قیام کنندگان علیه حکومت وقت، درآیند.

نیز در روزی که نهضت دیگری از طرف شیعیان، در دوره عباسیان، به رهبری محمد بن عبدالله در حجاز  برپا شد و شورش  دیگری همزمان با او به رهبری برادرش ابراهیم در عراق به وقوع پیوست، ابوحنیفه این انقلاب را نیز مورد حمایت قرار داد و مردم را به پیوستن به آن انقلاب، تحریک و ترغیب می کرد و شورش را با کمک مالی حمایت می نمود. همچنین مردانی از غیر شیعه، به شورش ابراهیم پیوستند که همگی از مشهورترین رجال جامعه خود، از نظر فقاهت و علم و مقام بودند و  از آن جمله می توان به؛ بشیر رحال، اَعمَش، سلیمان بن مَهران، قاضی عباد بن منصور صاحب مسجد عباد در بصره، فضل بن محمد و سعید بن حافظ اشاره کرد.

هنگامی یحیی فرزند چهارده ساله زید در خراسان شهید شد به نقل مسعودی، مردم خراسان که از بیم بنی امیه امان یافته بودند، در همه جا هفت روز برای یحیی بن زید عزاداری کردند و از بس که مردم از کشته شدن او غمگین بودند در آن سال هرچه پسر در خراسان زاده شد یحیی یا زید نامیدند. حتی تاریخ بیان می کند که کارمندانی که حکومت برای جلوگیری از این نهضت ها به کار گرفته بودند تا آنجا که می توانستند از نهضت حمایت می کردند.

مثلاً در نهضت ابراهیم برادر محمد بن عبدالله وقتی او زندگی مخفیانه آغاز کرده بود، منصور نیز مأموران خود را بر سرپلها و معابر، گمارده بود و هیچ کس مگر آنکه پروانه عبور داشت اجازه عبور نمی دادند و مقصود این کار هم، آن بود که ابراهیم را دستگیر کنند. در چنین موقعی سفیان بن حیّان قمی که یکی از سرکردگان بزرگ نهضت ابراهیم بود منصور را فریفت و چنین وانمود کرد که از دوستی با ابراهیم دست برداشته است و می خواهد از او بازرسی به عمل آورد تا وی را به نزد منصور احضار کند. از این رو درخواست کرد دو عدد پروانه عبور برای او و نوکرش صادر نمایند. منصور دو عدد پروانه بدو داد، سپس ابراهیم جامه نوکران در برکرد و چون خواستند از پل مدائن عبور کنند، سفیان آن دو پروانه را به مأمور پل ارائه داد و او نیز آنان را اجازه عبور داد و سفیان گفت: این نوکر نیست. این ابراهیم است یروید خدا به همراهتان.

ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبین آورده است که : ...مُفَضَّل ضَبِّی از کسانی بود که هرگاه ما می خواستیم ابراهیم را ببینیم به خانه مفضّل می رفتیم و او ما را در نزد مفضّل می پذیرفت.

از ابوحنیفه که مورد احترام همگان بود پرسیدند: پس از انجام حج واجب آیا خروج با ابراهیم بهتر است یا رفتن به حج مستحبی؟ پاسخ داد: پس از حج واجب یک بار جنگ کردن بهتر از پنجاه حج است.

عوامل استمرار و تداوم قیام های شیعه:

استمرار این قیام ها و انقلاب ها بیش از هر چیز مورخین صاحب نظر عرب و مستشرقین را کنجکاوانه بر آ ن داشته تا به علل و عوامل این استمرار بیندیشند. دکتر سَمیرَه مُختاراللَیثی مؤلف کتاب محققانه جهاد الشیعه اسباب استمرار نهضت های شیعه را بر شش دسته تقسیم کرده است:

1. تعدد فرق و نفوذ و رشد آنها در شهر ها و سرزمین ها به گونه ای که اگر نهضتی در شهری شکست می خورد در شهر دیگر شروع می شود (توضیحاً می گوئیم که غرض ما با غرض ایشان در قیامهای شیعه فرق دارد، ما تنها قیامهایی را بررسی می کنیم که مورد تأیید امامان (علیهم السلام) بوده و خط مکتبی و طرح قرآنی داشته اند نه هر قیامی از هر فرقه ای به نام شیعه).

2. تقیه (رازداری) و کتمان (مخفی کاری) چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرموده است: ألتَّقِیَّه دینی وَ دِین لَهُ؛ رازداری دین من و دین پدران من است، و نیز فرموده است: مَن لا تَقِیَّه لَهُ دِینُ لَهُ؛ آنکه تقیه نکند دین ندارد.

3. دیگر از این اسباب، محبت مسلمانان نسبت به اهل بیت و خاندان علوی بود.

4. گشایش باب اجتهاد در شیعه، خود کمکی شایان به تحول و رشد این مهم بوده است.

5. بروز و ظهور این انقلاب ها در پهنه ی گسترده سرزمین های اسلامی و هماهنگی با محیط طبیعی و فرهنگ هر ناحیه برای برشوراندن آنان، چنانکه نهضت یحیی بن عبدالله در دیلم قیامی بود که از درد ها وآرزوهای آن سامان سخن می گفت و قیام حسین بن علی رهبر انقلاب فَخ به آزادی بردگان مکّه کمک می کرد. چنانکه به بانگ بلند گفت:«هر بنده ای سوی ما آید آزاد است».

6.  سبب دیگر را می توان همگامی شیعه با شرایط زمانی و مکانی هر عصر و به استقبال حوادث رفتن آنان و با فرقه های مذهبی و اهل کتاب مداراداشتن، برشمرد. 

منابع روایات و اسناد تاریخی:

·       شرح الهاشمیات، محمد محمود الرافعی (مصر، بدون تاریخ)

·       نهج البلاغه

·   مفاتیح الجنان،شیخ عباس قمی،ترجمه مهدی الهی قمشه ای (چاپ علمی،1342)

·   أعیان الشیعه، سید محسن امین، ج1، ترجمه دکتر کمال موسوی(چاپ اسلامیه،1365)

·    سری کتب امام و قیام (قیام های شیعه در تاریخ اسلام)، صادق آئینه وند(چاپ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی،1361)